الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
132
علل الشرايع ( فارسي )
2 - حديث كردند ما را . . . از حضرت صادق عليه السّلام كه ميفرمود : چون حضرت يعقوب ( براى ديدار حضرت يوسف ) بمصر رفت آن حضرت براى استقبال پدر از ( پايتخت ) مصر بيرون آمد و چشمش بر پدر افتاد خواست ( براى احترام ) پياده شود و ليكن نظر بسلطنت و سطوت و رياست خود نمود و پياده نشد و فقط سلام كرد ، ( پس از تمام شدن مراسم ملاقات ) جبرئيل نازل گرديد و گفت اى يوسف خداى تعالى ميفرمايد : چه باعث شد كه براى احترام بندهء صالح من پياده نشدى ، سپس گفت دست خود را بگشا چون بگشود نورى از ميان انگشتانش خارج گرديد . آن حضرت فرمود : اى جبرئيل اين نور چه بود : معروض داشت اين نور نبوت بود و علامت آنست كه از نسل تو پيغمبرى نخواهد بود زيرا براى احترام پدر پياده نشدى « 1 »
--> « 1 » در پند تاريخ از بحار ( 12 - 251 ) گويد خداوند نبوت را در فرزندان لاوى برادر يوسف قرار داد زيرا هنگامى كه برادران خواستند يوسف را بكشند ، او گفت ( * ( لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ وَأَلْقُوه فِي غَيابَتِ الْجُبِّ ) نكشيد او را و بيندازيدش در قعر چاه . و نيز موقعى كه يوسف برادر مادرى خود ابن يامين را نگهداشت ، هنگام بازگشت برادران از مصر ، لاوى چون خود را پيش پدر شرمنده ميديد بواسطهء از دست دادن برادر دوم خود گفت * ( ( فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرْضَ حَتَّى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللَّه لِي وَهُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ ) من از اين زمين ( مصر ) حركت نميكنم مگر اينكه پدرم اجازهء بازگشت دهد يا خداوند حكمى ( برجوع يا مرگ ) بنمايد ، زيرا او بهترين حكمكنندگانست خداوند بپاس اين دو عمل لاوى ، پيغمبرى را در صلب او قرار داد ، و تمامى پيغمبران بنى إسرائيل و حضرت موسى با سه واسطه از فرزندان او هستند .